☂حاضرین☂

ما 36 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

تاریخ و زمان فعلی

پنجشنبه, ۱۵ نوامبر ۲۰۱۸
پنجشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۷
پنجشنبه, ۰۶ ربیع الاول ۱۴۴۰

تاریخ

پنجشنبه, 24 آبان 1397
امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

داستان حضرت سلیمان در قرآن

سوره دو بقره

و آنچه را كه شيطان[صفت]ها در سلطنت‏ سليمان خوانده [و درس گرفته] بودند پيروى كردند و سليمان كفر نورزيد ليكن آن شيطان[صفت]ها به كفر گراييدند كه به مردم سحر مى‏آموختند و [نيز از] آنچه بر آن دو فرشته هاروت و ماروت در بابل فرو فرستاده شده بود [پيروى كردند] با اينكه آن دو [فرشته] هيچ كس را تعليم [سحر] نمى‏ كردند مگر آنكه [قبلا به او] مى‏گفتند ما [وسيله] آزمايشى [براى شما] هستيم پس زنهار كافر نشوى و[لى] آنها از آن دو [فرشته] چيزهايى مى‏ آموختند كه به وسيله آن ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند هر چند بدون فرمان خدا نمى ‏توانستند به وسيله آن به احدى زيان برسانند و [خلاصه] چيزى مى‏ آموختند كه برايشان زيان داشت و سودى بديشان نمى‏ رسانيد و قطعا [يهوديان] دريافته بودند كه هر كس خريدار اين [متاع] باشد در آخرت بهره ‏اى ندارد وای كه چه بد بود آنچه به جان خريدند اگر مى ‏دانستند (102)

 

سوره چهار نسا

ما همچنان كه به نوح و پيامبران بعد از او وحى كرديم به تو [نيز] وحى كرديم و به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط و عيسى و ايوب و يونس و هارون و سليمان [نيز] وحى نموديم و به داوود زبور بخشيديم (163)

سوره شش انعام

و به او اسحاق و يعقوب را بخشيديم و همه را به راه راست درآورديم و نوح را از پيش راه نموديم و از نسل او داوود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون را [هدايت كرديم] و اين گونه نيكوكاران را پاداش مى ‏دهيم (84)

سوره بیست ویک انبیا

و داوود و سليمان را [ياد كن] هنگامى كه در باره آن كشتزار كه گوسفندان مردم شب‏ هنگام در آن چريده بودند داورى مى‏ كردند و [ما] شاهد داورى آنان بوديم (78)

پس آن [داورى] را به سليمان فهمانديم و به هر يك [از آن دو] حكمت و دانش عطا كرديم و كوهها را با داوود و پرندگان به نيايش واداشتيم و ما كننده [اين كار] بوديم (79)

و به [داوود] فن زره [سازى] آموختيم تا شما را از [خطرات] جنگ تان حفظ كند پس آيا شما سپاسگزاريد (80)

و براى سليمان تندباد را [رام كرديم] كه به فرمان او به سوى سرزمينى كه در آن بركت نهاده بوديم جريان مى‏ يافت و ما به هر چيزى دانا بوديم (81)

و برخى از شياطين بودند كه براى او غواصى و كارهايى غير از آن مى‏ كردند و ما مراقب [حال] آنها بوديم (82)

سوره بیست وهفت نمل

و با آنكه دلهايشان بدان يقين داشت از روى ظلم و تكبر آن را انكار كردند پس ببين فرجام فسادگران چگونه بود (14)

و به راستى به داوود و سليمان دانشى عطا كرديم و آن دو گفتند ستايش خدايى را كه ما را بر بسيارى از بندگان باايمانش برترى داده است (15)

و سليمان از داوود ميراث يافت و گفت اى مردم ما زبان پرندگان را تعليم يافته‏ ايم و از هر چيزى به ما داده شده است راستى كه اين همان امتياز آشكار است (16)

و براى سليمان سپاهيانش از جن و انس و پرندگان جمع‏ آورى شدند و [براى رژه] دسته دسته گرديدند (17)

تا آنگاه كه به وادى مورچگان رسيدند مورچه ‏اى [به زبان خويش] گفت اى مورچگان به خانه‏ هايتان داخل شويد مبادا سليمان و سپاهيانش نديده و ندانسته شما را پايمال كنند (18)

[سليمان] از گفتار او دهان به خنده گشود و گفت پروردگارا در دلم افكن تا نعمتى را كه به من و پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى سپاس بگذارم و به كار شايسته‏اى كه آن را مى‏ پسندى بپردازم و مرا به رحمت ‏خويش در ميان بندگان شايسته‏ ات داخل كن (19)

و جوياى [حال] پرندگان شد و گفت مرا چه شده است كه هدهد را نمى‏ بينم يا شايد از غايبان است (20)

قطعا او را به عذابى سخت عذاب مى‏كنم يا سرش را مى ‏برم مگر آنكه دليلى روشن براى من بياورد (21)

پس ديرى نپاييد كه [هدهد آمد و] گفت از چيزى آگاهى يافتم كه از آن آگاهى نيافته‏اى و براى تو از سبا گزارشى درست آورده ‏ام (22)

من [آنجا] زنى را يافتم كه بر آنها سلطنت مى‏كرد و از هر چيزى به او داده شده بود و تختى بزرگ داشت (23)

او و قومش را چنين يافتم كه به جاى خدا به خورشيد سجده مى‏كنند و شيطان اعمالشان را برايشان آراسته و آنان را از راه [راست] باز داشته بود در نتيجه [به حق] راه نيافته بودند (24)

[آرى شيطان چنين كرده بود] تا براى خدايى كه نهان را در آسمانها و زمين بيرون مى‏ آورد و آنچه را پنهان مى‏داريد و آنچه را آشكار مى ‏نماييد مى‏داند سجده نكنند (25)

خداى يكتا كه هيچ خدايى جز او نيست پروردگار عرش بزرگ است (26)

گفت‏ خواهيم ديد آيا راست گفته‏ اى يا از دروغگويان بوده‏ اى (27)

اين نامه مرا ببر و به سوى آنها بيفكن آنگاه از ايشان روى برتاب پس ببين چه پاسخ مى‏دهند (28)

[ملكه سبا] گفت اى سران [كشور] نامه ‏اى ارجمند براى من آمده است (29)

كه از طرف سليمان است و [مضمون آن] اين است به نام خداوند بخشنده مهربان (30)

بر من بزرگى مكنيد و مرا از در اطاعت درآييد (31)

گفت اى سران [كشور] در كارم به من نظر دهيد كه بى‏ حضور شما [تا به حال] كارى را فيصله نداده‏ ام (32)

گفتند ما سخت نيرومند و دلاوريم و[لى] اختيار كار با توست بنگر چه دستور مى‏ دهى (33)

[ملكه] گفت پادشاهان چون به شهرى درآيند آن را تباه و عزيزانش را خوار مى‏ گردانند و اين گونه مى‏ كنند (34)

و [اينك] من ارمغانى به سويشان مى‏فرستم و مى‏ نگرم كه فرستادگان [من] با چه چيز بازمى‏ گردند (35)

و چون [فرستاده] نزد سليمان آمد [سليمان] گفت آيا مرا به مالى كمك مى‏دهيد آنچه خدا به من عطا كرده بهتر است از آنچه به شما داده‏ است [نه] بلكه شما به ارمغان خود شادمانى مى‏ نماييد (36)

به سوى آنان بازگرد كه قطعا سپاهيانى بر [سر] ايشان مى ‏آوريم كه در برابر آنها تاب ايستادگى نداشته باشند و از آن [ديار] به خوارى و زبونى بيرونشان مى‏كنيم (37)

[سپس] گفت اى سران [كشور] كدام يك از شما تخت او را پيش از آنكه مطيعانه نزد من آيند براى من مى ‏آورد (38)

عفريتى از جن گفت من آن را پيش از آنكه از مجلس خود برخيزى براى تو مى‏آورم و بر اين [كار] سخت توانا و مورد اعتمادم (39)

كسى كه نزد او دانشى از كتاب [الهى] بود گفت من آن را پيش از آنكه چشم خود را بر هم زنى برايت مى‏آورم پس چون [سليمان] آن [تخت] را نزد خود مستقر ديد گفت اين از فضل پروردگار من است تا مرا بيازمايد كه آيا سپاسگزارم يا ناسپاسى مى‏كنم و هر كس سپاس گزارد تنها به سود خويش سپاس مى‏ گذارد و هر كس ناسپاسى كند بى‏ گمان پروردگارم بى‏ نياز و كريم است (40)

گفت تخت [ملكه] را برايش ناشناس گردانيد تا ببينيم آيا پى مى‏برد يا از كسانى است كه پى نمى‏ برند (41)

پس وقتى [ملكه] آمد [بدو] گفته شد آيا تخت تو همين گونه است گفت گويا اين همان است و پيش از اين ما آگاه شده و از در اطاعت درآمده بوديم (42)

و [در حقيقت قبلا] آنچه غير از خدا مى‏ پرستيد مانع [ايمان] او شده بود و او از جمله گروه كافران بود (43)

به او گفته شد وارد ساحت كاخ [پادشاهى] شو و چون آن را ديد بركه ‏اى پنداشت و ساق هايش را نمايان كرد [سليمان] گفت اين كاخى مفروش از آبگينه است [ملكه] گفت پروردگارا من به خود ستم كردم و [اينك] با سليمان در برابر خدا پروردگار جهانيان تسليم شدم (44)

سوره سی و چهار سبا

و باد را براى سليمان [رام كرديم] كه رفتن آن بامداد يك ماه و آمدنش شبانگاه يك ماه [راه] بود و معدن مس را براى او ذوب [و روان] گردانيديم و برخى از جن به فرمان پروردگارشان پيش او كار مى‏ كردند و هر كس از آنها از دستور ما سر برمى ‏تافت از عذاب سوزان به او مى‏ چشانيديم (12)

[آن متخصصان] براى او هر چه مى‏خواست از نمازخانه‏ ها و مجسمه‏ ها و ظروف بزرگ مانند حوضچه‏ ها و ديگهاى چسبيده به زمين مى‏ ساختند اى خاندان داوود شكرگزار باشيد و از بندگان من اندكى سپاسگزارند (13)

پس چون مرگ را بر او مقرر داشتيم جز جنبنده‏ اى خاكى [=موريانه] كه عصاى او را [به تدريج] مى ‏خورد [آدميان را] از مرگ او آگاه نگردانيد پس چون [سليمان] فرو افتاد براى جنيان روشن گرديد كه اگر غيب مى‏دانستند در آن عذاب خفت ‏آور [باقى] نمى‏ ماندند (14)

قطعا براى [مردم] سبا در محل سكونتشان نشانه [رحمتى] بود دو باغستان از راست و چپ [به آنان گفتيم] از روزى پروردگارتان بخوريد و او را شكر كنيد شهرى است‏ خوش و خدايى آمرزنده (15)

پس روى گردانيدند و بر آن سيل [سد] عرم را روانه كرديم و دو باغستان آنها را به دو باغ كه ميوه‏ه اى تلخ و شوره‏ گز و نوعى از كنار تنك داشت تبديل كرديم (16)

اين [عقوبت] را به [سزاى] آنكه كفران كردند به آنان جزا داديم و آيا جز ناسپاس را به مجازات مى ‏رسانيم (17)

و ميان آنان و ميان آباداني هايى كه در آنها بركت نهاده بوديم شهرهاى متصل به هم قرار داده بوديم و در ميان آنها مسافت را به اندازه مقرر داشته بوديم در اين [راه]ها شبان و روزان آسوده‏ خاطر بگرديد (18)

تا گفتند پروردگارا ميان [منزلهاى] سفرهايمان فاصله انداز و بر خويشتن ستم كردند پس آنها را [براى آيندگان موضوع] حكايتها گردانيديم و سخت تارومارشان كرديم قطعا در اين [ماجرا] براى هر شكيباى سپاسگزارى عبرتهاست (19)

و قطعا شيطان گمان خود را در مورد آنها راست‏ يافت و جز گروهى از مؤمنان [بقيه] از او پيروى كردند (20)

و [شيطان] را بر آنان تسلطى نبود جز آنكه كسى را كه به آخرت ايمان دارد از كسى كه در باره آن در ترديد است باز شناسيم و پروردگار تو بر هر چيزى نگاهبان است (21)

سوره سی وهشت صاد

[اين] كتابى مبارك است كه آن را به سوى تو نازل كرده‏ ايم تا در [باره] آيات آن بينديشند و خردمندان پند گيرند (29)

و سليمان را به داوود بخشيديم چه نيكو بنده‏اى به راستى او توبه‏ كار [و ستايشگر] بود (30)

هنگامى كه [طرف] غروب اسبهاى اصيل را بر او عرضه كردند (31)

[سليمان] گفت واقعا من دوستى اسبان را بر ياد پروردگارم ترجيح دادم تا [هنگام نماز گذشت و خورشيد] در پس حجاب ظلمت‏ شد (32)

[گفت اسبها] را نزد من باز آوريد پس شروع كرد به دست كشيدن بر ساقها و گردن آنها [و سرانجام وقف كردن آنها در راه خدا] (33)

و قطعا سليمان را آزموديم و بر تخت او جسدى بيفكنديم پس به توبه باز آمد (34)

گفت پروردگارا مرا ببخش و ملكى به من ارزانى دار كه هيچ كس را پس از من سزاوار نباشد در حقيقت تويى كه خود بسيار بخشنده‏اى (35)

پس باد را در اختيار او قرار داديم كه هر جا تصميم مى‏ گرفت به فرمان او نرم روان مى‏شد (36)

و شيطانها را [از] بنا و غواص (37)

تا [وحشيان] ديگر را كه جفت جفت با زنجيرها به هم بسته بودند [تحت فرمانش درآورديم] (38)

[گفتيم] اين بخشش ماست [آن را] بى‏شمار ببخش يا نگاه دار (39)

و قطعا براى او در پيشگاه ما تقرب و فرجام نيكوست (40)

داستانهای دیگر در قرآن مبین

 

داستان حضرت مریمداستان حضرت مریم

 

داستان حضرت لوطداستان حضرت لوط

 

داستان حضرت خضر وحضرت موسیداستان حضرت خضر وحضرت موسی

 

داستان اصحاب کهفداستان اصحاب کهف

 

داستان عزیز پیامبرداستان عزیز پیامبر

 

داستان حضرت یونسداستان حضرت یونس

 

داستان حضرت سلیمانداستان حضرت سلیمان

 

داستان حضرت زکریاداستان حضرت زکریا

 

داستان هاروت وماروتداستان هاروت وماروت

 

داستان سر بریدن گاو به دستور خداوندداستان سر بریدن گاو به دستور خداوند

 

داستان ذوالقرنین کوروش کبیرداستان ذوالقرنین کوروش کبیر

 

داستان اندرز لقمان حکیمداستان اندرز لقمان حکیم

زنا در قرآنزنا در قرآن

گفتا که ای بنده من تو از منی بسوی من خواهی گشت-----------------یکبار اگر توبه کنی بسوی نور خواهی گشت   محقق و نویسنده: سیروس مجللی www.quran19.ir  

ملک السماوات والارض

کلمه: ملک السماوات والارض

نوزده  بار در قرآن کریم  ذکر شده

ادامه مطلب

 

 

السماوات

باور کردنی نیست اگر بگویم کلمه:

السماوات در ۵۷ سوره دیده میشود

ادامه مطلب

لا اله

تعجب آور است اگر بدانید

كلمه لا اله ۳۸ بار ذكر شده (۱۹*۲)

ادامه مطلب

لا اله الا هو

 آیا باور میکنید که:

 لا اله الا هو

توزده بار در قرآن ذکر شده

ادامه مطلب

ناس

آیا میدانید:

کلمه ناس ۵۷ بار در قرآن ذکر شده

ادامه مطلب

حافظ

کلمه حافظ

نوزده بار در قرآن مبـــین ذکر شده

ادامه مطلب

مقام

 آیا باور میکنید که کلمه :مقام

توزده بار در قرآن ذکر شده

 ادامه مطلب

آیات الله

آیا باور میکنید کلمه: آیات الله

بدون پسوند و پيشوند ۱۹ بار آمده

ادامه مطلب

الناس

آیا باور میکنید که :

کلمه الناس ۱۹۰ بار در قرآن مبین آمده

ادامه مطلب

یعلمون آخر آیات

آیا میدانید کلمه: یعلمون در آخر

آیات نوزده  بار  ذکر شده

 ادامه مطلب

مولا

 آیا باور میکنید که کلمه :  مولا

توزده بار در قرآن ذکر شده

ادامه مطلب

الا الله

حیرت آور است اگر بدانید کلمه:

الا الله  نوزده بار در کل  ذكر شده

ادامه مطلب

اذا قیل

کلمه اذا قیل

نوزده بار در قرآن کریم ذکر شده

ادامه مطلب

صد عن سبیل الله

حیرت آور است اگر بگویم کلمه

صد عن سبیل الله

نوزده بار در قرآن مجیـــــد ذکر شده

ادامه مطلب

 

تجری من تحتها الانهار خالدین

آیا باور میکنید که کلمه :

تجری من تحتها الانهار خالدین فیها

توزده بار در قرآن ذکر شده

ادامه مطلب

سماوات

آیا باور می کنید که کلمه:

سماوات ۱۹۰ بار در قرآن مبین ذکر شده

ادامه مطلب

 

السماوات والارض

 آیا باور میکنید که کلمه:السماوات والارض

۱۳۳=۷×۱۹ بار در قرآن ذکر شده

ادامه مطلب

فی الحیاة الدنیا

 آیا باور میکنید که :

  فی الحیاة الدنیا

توزده بار در قرآن ذکر شده

ادامه مطلب

بایاتنا

آیا میتوانید تصور کنید که کلمه:باياتنا

۳=۵۷:۱۹ باردر کل قرآن مجید ذكر شده

ادامه مطلب

ابصار

کلمه ابصار

سی وهشت بار (۲×۱۹) در قرآن مجــــید ذکر شده

ادامه مطلب

تشکرون

کلمه تشکرون

نوزده بار در قرآن مجــــید ذکر شده

ادامه مطلب